پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم

عقل را دیوانه سازم عشق را رسوا کنم

چون وفا زین دوستان ده زبان گیرم کنار

چون مروت در پس زانوی عزلت جا کنم

خوی دل گیرم طلاق بستر راحت دهم

دشنه زاری از برای خوابگه پیدا کنم

چون نمیروید گیاهی زین چمن تاکی چو ابر

سینه آتش خانه سازم دیده را دریا کنم

بر فراز قاف گمنامی بگیرم آشیان

کوری چشم فصیحی نام خود عنقا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
  2. شمارهٔ ۱۷۲چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
  3. شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
  4. شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.