پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم

می‌کشم از سینه تیر آه و بر دل می‌زنم

بر گلو از طوق راه تیغ روشن می‌کنم

قمری این گلستانم فال بسمل می‌زنم

موجم و آشفته دارد ذوق سرگردانیم

غوطه در گرداب خون از بیم ساحل می‌زنم

صبر قفل بی کلیدم پرگشایش جو نیم

حلقه چشمی به بازی بر در دل می‌زنم

کشته بگذاریدم امشب اندرین میدان که من

یک شبیخون دگر بر تیغ قاتل می‌زنم

همتم وز کبریای عشق در کوی طلب

مهر حسرت بر دهان و دست سائل می‌زنم

پای شوقم چند بشتابم فصیحی بی‌رفیق

دست امیدی به دامان سلاسل می‌زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
  2. شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
  3. شمارهٔ ۱۷۲چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
  4. شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
  5. شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.