پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم

چتر شاهی بر سر اورنگ خاکستر زنم

لعل شاهنشاهیم بر خاک عجزم افکنید

تا دو روزی خنده بر رسوایی افسر زنم

از لب زخم شهیدان طالعی گیرم به وام

تا مگر بوس مرادی بر لب خنجر زنم

سالها بودم سرشک و دیده‌ای نگداختم

ناله‌ای گردم مگر آتش به گوشی در زنم

آبروی عفو را بر خاک نتوان ریخت لیک

حله‌ای از شعله‌پوشم غوطه در کوثر زنم

در زدم یک عمر و زین نه دیر نامد یک جواب

حلقه یک چندی فصیحی بر در دیگر زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
  2. شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
  3. شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
  4. شمارهٔ ۱۷۲چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
  5. شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
  6. شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.