پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

دیریست که از گریه بهار دل ریشم

شاداب‌تر از غنچه خون بر سر نیشم

یک قطره خونیم و ز فیض نظر عشق

از حوصله دیده هر غمزه بیشم

تا سبحه و زنار نسوزیم چه دانند

کآیین جنون چیست و مجنون چه کیشم

هم محمل عشقیم ولی در کشش شوق

یک بانگ دراوار ازین قافله پیشم

بیگانه مباش این همه از ما که گواهست

زخم جگر ریش که با تیغ تو خویشم

گر سونش الماس وگر مرهم عیسی

گردیم همان از نظر افتاده ریشم

خاصیت معشوق گرفتیم فصیحی

از عیب وفا ورنه چرا دشمن خویشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  2. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  3. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  4. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  5. شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  6. شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
  7. شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
  8. شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.