پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم

به دوزخ افکنیدم تا به ذوق سوختن رقصم

نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم

که تا چون شعله یک ساعت به کام خویشتن رقصم

حدیث قتل من تا بر زبانش رفته هر ساعت

کنم تکرار و مانند زبان در هر سخن رقصم

لباس زندگانی رقص عشرت را همی‌زیبد

اجل بشتاب کز بهر حریفان در کفن رقصم

ازین یکروزه تب نالد فصیحی ظرف را نازم

خوش آن ساعت که خلقی ماتمم دارند و من رقصم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  2. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  3. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  4. شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  5. شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
  6. شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
  7. شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
  8. شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.