پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم

چو شعله دم به دم از سوز سینه درگیرم

به کوی زخم فروشان روم به سنه چاک

هزار زخم در آغوش یک جگر گیرم

بیا شکفته و شیرین که گر مرا باشد

رخ و لب تو جهان در گل و شکر گیرم

به فتوی جگر از شمع خویشتن هر شب

هزار شعله به تاوان بال و پر گیرم

شدم مسافر اقلیم دل فصیحی‌وار

بود که دامن دردی درین سفرگیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  2. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  3. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  4. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  5. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  6. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  7. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  8. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.