پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم

ور خون جگر باده شود جام نگیرم

بادم که به گل نیست مرا تاب نشستن

در باغ درون آیم و آرام نگیرم

از بس که مرا داغ تو با برگ و نوا ساخت

عمر ابد از آب خضر وام نگیرم

کوته نظرم گرنه چو خورشید جمالت

فیض سحر از قافله شام نگیرم

دامی‌ست فصیحی ز نفس بافته عمرم

چون صید غم و غصه بدین دام نگیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  2. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  3. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  4. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  5. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  6. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  7. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  8. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.