پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم

وز تهی‌دستی به بلبل تحفه شیون می‌برم

چاک دردم خانه‌زاد سینه بلبل نه گل

نامه شوق گریبان سوی دامن می‌برم

در عبادت‌خانه خورشید و مه جای چراغ

تیره‌روزی از در و دیوار گلخن می‌برم

جلوه هم دارم ولی از بهر کاهل بینشان

اول از مصر نکویی چشم روشن می‌برم

بلبل و پروانه گو منقار و پر زحمت مده

کآنچه هست از دود و آتش من به مسکن می‌برم

زلف یارم قیمت دست تهی نشناختم

دامن دود ارمغان شمع ایمن می‌برم

حسن پیمان محبت بین که می‌پیچد زبان

گر فصیحی نام بت را بی برهمن می‌برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  2. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  3. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  4. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  5. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  6. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  7. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  8. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.