پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

لب زخم ستمم مژده ماتم دارم

گوش داغم خبر مردن مرهم دارم

نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب

که من این ناله زار از دل خرم دارم

تشنگی در جگرم مست زلال طربست

که درین بادیه صد چشمه زمزم دارم

کرده صد بار شهیدم ستم ناز و هنوز

نفسی توشه‌کش آه دمادم دارم

نشکفم تا زسموم ستمم نگدازی

در گلستان تو خاصیت شبنم دارم

عید و هر کس ز لباس طربی خوشدل و من

خرقه نیلی کنم و تعزیت غم دارم

شعله رشک فصیحی گل خودروی دلست

شکوه بیهوده ز نامحرم و محرم دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  2. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  3. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  4. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  5. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  6. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  7. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  8. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.