پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم

به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم

نه ذوق ناله‌ام بی‌تاب دارد نه غم محمل

هوای پای‌بوس ناله فرمای جرس دارم

پر پروانه‌ام در حسرت پرواز گم بادا

اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم

همه شب ناله می‌دزدم ز لب وز بیم می‌لرزم

بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم

گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی

از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم

منم پروانه کز بال هما کردند محروم

کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم

فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی

چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  2. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  3. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  4. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  5. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  6. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  7. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  8. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.