پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

به بوی درد پریشان زلف یار شدم

نه صید دوست که صید دل فگار شدم

روم به کوثر و خمیازه هوس نکشم

به کوی باده به دریوزه خمار شدم

حدیث فیض تماشای سنبل و گل دوست

ز من شنو که خزان بودم و بهار شدم

نوای شکر شهادت شنیدم از لب خضر

به مهربانی تیغت امیدوار شدم

نهان ز فیض بهارم درین چمن کشتند

که سبز ناشده نومید برگ و بار شدم

دمید صبح رخش دوش پیشتر ز سحر

ز روی ناله ناکرده شرمسار شدم

مرا ز باغ فصیحی بهار بیرون کرد

به دشت رفتم و از داغ لاله‌زار شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
  2. شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  3. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  4. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  5. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  6. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  7. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  8. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.