پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام

موج فیضم خانه‌زاد ساغر و پیمانه‌ام

می‌زنم لاف شکیبایی و از طوفان اشک

موجهء گرداب را مانَد ، مصیبت خانه‌ام

باز در دارالشفای تب گدایی می‌کنم

کز مسیح آنجا فغان خیزد که من دیوانه‌ام

دزدم از جیب صبا خاکستر منصور را

تا مگر طوری شود زین نور ایمن خانه‌ام

تیره روزیهایِ طالع‌ بین ، که از بس بی کَسَم

هر شب افروزد چراغی باد در کاشانه‌ام

هیچ گه جغدی صلای کلبه خویشم نزد

روزگاری شد که سرگردان این ویرانه‌ام

بیخودم نی ازگل آگاهم فصیحی نه ز شمع

این قدر دانم که گه بلبل گهی پروانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم
  2. شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
  3. شمارهٔ ۱۴۸درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
  4. شمارهٔ ۱۴۹چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم
  5. شمارهٔ ۱۵۰شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم
  6. شمارهٔ ۱۵۱پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم
  7. شمارهٔ ۱۵۲به بوی درد پریشان زلف یار شدم
  8. شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.