پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم

گر نیامد نکهت پیراهنی چون یافتم

از غرور عافیت می‌کردمش از گل سراغ

عاقبت اندر میان دجله خون یافتم

تشنگی می‌داشتم بستند دریا و سراب

آخرالامر این گهر در جیب جیحون یافتم

ناله دیرآشنای گوش لیلایم از آن

خویش را گم کردم و در جان مجنون یافتم

دل نماندم تا غم دل جلوه‌گر شد بی‌نقاب

قطره‌ای گم کردم و صد بحر افزون یافتم

سجده‌ای بر هر در افشاندیم اما عاقبت

کعبه را از تنگنای کعبه بیرون یافتم

قصه درد فصیحی می‌زدم امشب رقم

لفظ را گم گشته در خوناب مضمون یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم
  2. شمارهٔ ۱۵۰شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم
  3. شمارهٔ ۱۵۱پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم
  4. شمارهٔ ۱۵۲به بوی درد پریشان زلف یار شدم
  5. شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
  6. شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
  7. شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  8. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.