پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم

سراغ خواب آسایش ز مرگ خویش می‌کردم

چو غم بر دل زدی نیشی ز شوق از هوش می‌رفتم

در افغان می‌شدم چون خیرباد نیش می‌کردم

به قربان سر بخت سیاه خویش می‌گشتم

خیال سایه آن زلف کافرکیش می‌کردم

ز ایمان ننگ دارد کفر من وزنه به یک افسون

چو زلف و عارض خوبان به همشان خویش می‌کردم

فصیحی خانمان دل خراب آن روز می‌دیدم

که دامن را توانگر دیده را درویش می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم
  2. شمارهٔ ۱۵۲به بوی درد پریشان زلف یار شدم
  3. شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
  4. شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
  5. شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  6. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  7. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  8. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.