پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق

باشد خزان عمر شهیدان بهار عشق

آه این چه آتش‌ست که از ذوق سوختن

روید چو خار خشک گل از مرغزار عشق

از عشق جان لبالب و شوق گرسنه چشم

مست‌ست همچنان ز می‌ انتظار عشق

قحط غم‌ست در دل ما ز آنکه می‌رسد

هر دم هزار قافله غم از دیار عشق

سرسبز باد تا به ابد بوستان حسن

زین خون که جوش می‌زند از جویبار عشق

نامم نخست بود فصیحی ولی کنون

بختم لقب نهاد سیه‌روزگار عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۵چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
  6. شمارهٔ ۱۴۶یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم
  7. شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
  8. شمارهٔ ۱۴۸درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.