پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام

از حریم محمل امید پس افتاده‌ام

ناله‌ام از بس گرانبار غمم ماندم به جای

ورنه عمری شد که در راه نفس افتاده‌ام

سالها کردم به پای عقل طی راه عشق

چون نکو دیدم دو گام از خویش پس افتاده‌ام

کوشش پرواز همت بین که در اقلیم حسن

با وجود صد گلستان در قفس افتاده‌ام

شعله برگشته روزم کز دل ماتم‌کشان

بسته‌ام بار غم و د رجان خس افتاده‌ام

ناخلف فرزند غم بودم از آن یادم نکرد

ورنه می‌داندکه در دام هوس افتاده‌ام

میوه عیشم ولی از بی‌وفاییهای شاخ

بر زمین غم فصیحی نیم‌رس افتاده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۵چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
  4. شمارهٔ ۱۴۶یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم
  5. شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
  6. شمارهٔ ۱۴۸درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
  7. شمارهٔ ۱۴۹چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم
  8. شمارهٔ ۱۵۰شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.