پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش

آتشم چون شمع جای خاک بر سر بود دوش

از عرق می‌ریخت شبنم بر رخ گلهای حسن

عید آب خضر با نوروز کوثر بود دوش

آن تنی کز ناز تاب بار رعنایی نداشت

آه کز بیداد تب در آب و آذر بود دوش

از تبت تا صبح بیماران غم می‌سوختند

بر شهیدان تو گویی روز محشر بود دوش

در فراق چشم بیمار تو خواب ناز را

پهلوی آسودگی بر نیش نشتر بود دوش

دست غم بادا قوی بازو که اندر سینه‌ام

هر نفس آزرده صد نوک خنجر بود دوش

از تهی‌دستی فصیحی هیچ قربانت نکرد

زآنکه چشم گوهر افشانش در اخگر بود دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  2. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  3. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  4. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  5. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.