پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

متاع اشک گر آتش بود برو بفروش

وگرنه از مژه بستان برو به جو بفروش

چو کاروان هوس دررسد ز راه حرم

بگیر ذلت و صد چشمه آبرو بفروش

برهنه شو چو گل داغ و از خزان مندیش

به هر بها که ستانند رنگ و بو بفروش

شود گر از کرم عشق مو به مویت دل

به نیم غمزه آن چشم فتنه‌جو بفروش

متاع زهد کسادست سوی میکده بر

به خنده قدح و گریه سبو بفروش

مرو به رسته مصر ار روی زلیخاوار

چو بنده‌ای بخری خویش را بدو بفروش

زبان شعله فصیحی بخر درین بازار

به نرخ ناله جانسوز گفتگوی بفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  2. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  3. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  4. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۵چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.