پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش

در فیض پرده بر رخ صد آفتاب پوش

بی خرقه خلوتت چو فلاطون تمام نیست

در خم نشین و خرقه ز لای شراب پوش

آب حیات باش ولیکن ز بیم خضر

بر روی خویش پرده ز موج سراب پوش

این پرده‌های حسن نظر خیره می‌کند

یک پرده بر جمال خود از آفتاب پوش

از محتسب مترس ولی بهر پاس شرع

موجی بیار و بر سر جام شراب پوش

عصمت شهید جلوه حسنی که از حیا

آید به سیر آینه عکسش نقاب پوش

خاکستری مناز فصیحی به صبر خویش

چندی چو شعله هم کفن اضطراب پوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  2. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  3. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  4. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  5. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  6. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.