پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش

کی رسد در چمن حسن توام لاف خروش

جان گر از بهر نثارت نفرستم چه کنم

گل مفلس چه کند گر نشود عطرفروش

چه بهشت‌ست محبت که درو می‌گردند

گریه زخم من و خنده گل دوش به دوش

شوق بنگر که چو نامش به زبانم آید

نگه از دیده سراسیمه دود تا در گوش

تیغ نازی مگر احرام دلم بسته که باز

زخمها هر نفس از شوق گشایند آغوش

نیش مژگان تو چون چشم تو شوخست مباد

چشم زخمی رسد و بشکند اندر رگ هوش

همت دیده بلندست فصیحی تن زن

نظری را به تماشای دو عالم مفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  2. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  3. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  4. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  5. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  6. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  7. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.