پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

هرگز مباش آتش سوزان سپند باش

خود را بسوز و دفع هزاران گزند باش

چون شعله سرمکش که برآرند از تو دود

شو خاک راه و در دو جهان سربلند باش

آزاده زی و صید غزالان درد را

چون طره نگار سراسر کمند باش

گر عافیت بسوخت ترا شکر غم بگوی

ممنون بخت و طالع ناارجمند باش

زین دوستان دشمن و زین دشمنان دوست

گاهی سرشک حسرت و گه زهر خند باش

زهر هلاهلی تو فصیحی ولی ز دور

در کام دشمنان هوس دوست قند باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  2. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  3. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  4. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  5. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  6. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  7. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  8. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.