پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز

شکرانه کرامت نیکان ز بد گریز

ای غنچه مذهب دلم ار داری از بهار

تن چون نسیم پای کن و تا ابد گریز

وا افت موج‌وار چو طوفان غم شود

هر گاه ابر عافیتی برق زد گریز

گر جذب وصل دیرتر آید به پرسشت

باری به سعی هجر ز بند حسد گریز

بر نیش خار غم چو نسیم صبا بغلط

چون نکهت گلی به مشامت رسد گریز

مگریز با چراغ تو باد ار کند مصاف

رو وام کن ز برق شتاب و ز خود گریز

گر بالغی ز عمر فصیحی مخور فریب

هم از کنار مهد به سوی لحد گریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  2. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  3. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  4. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  5. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  6. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  7. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  8. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.