پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز

ورت هوای شکفتن بود ز باغ آموز

چو روزگار شود تیره بر تو روشن شو

طریق ما ز گهرهای شب چراغ آموز

به نکهتی ز گلستان دهر خرم باش

تو کیمیای قناعت هم از دماغ آموز

فروش جسم و ز بازار شعله جان بستان

وگر ندانی این شیوه از چراغ آموز

به جان مضایقه با دشمنان خویش مکن

بیا به میکده و همت از ایاغ آموز

چنان بخند که لب هم نگردد آگه از آن

ادب ز انجمن شاهدان باغ آموز

مریز داغ به صحرا مرید گلشن باش

ترا که گفت فصیحی روش ز زاغ آموز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  2. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  3. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  4. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  5. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  6. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  7. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  8. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.