پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر

گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر

شو محو آفتاب سرا‌پای همچو روز

ور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر

دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پند

در سینه گو نفس به تمنای لب بمیر

از جام درد باده عمر ابد بنوش

روزی هزار بار ولی بی‌سبب بمیر

در دیر عشق آی فصیحی و شعله‌وار

در وصل تب بسوز و ز هجران تب بمیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
  2. شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  3. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  4. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  5. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  6. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  7. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  8. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.