پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر

و آن در و دیوار را چون دیده در نظاره‌گیر

رنگ عصمت مشکن و با خویش هم‌زانو مشو

یوسف من یک گریبان دگر هم پاره‌گیر

دیده گر گستاخ در باغ تماشا بشکفد

پنجه مژگان بیار و دیده نظاره گیر

کوشش بیچارگی خاک مرادت رد کند

ور بمانی بی‌نوا تاوان کار از چاره‌گیر

صرصر آهت فصیحی کند بنیاد سپهر

آن غبار تیره را زین آستان آواره گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
  2. شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
  3. شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  4. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  5. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  6. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  7. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  8. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.