پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید

از جگر تا مژه صد کشور ویران می‌دید

کشتی خود به فسون بر خس مژگان می‌بست

لنگر حوصله را موجه طوفان می‌دید

خویش را گلبن اندوه تصور می‌کرد

بس که گلدسته خون بر سر مژگان می‌دید

بر سرا‌پای تنم برق مصیبت می‌ریخت

ابر بود و همه را تشنه باران می‌دید

ناله می‌ریخت چو بال مژه بر هم می‌زد

خویش را بلبل گم کرده گلستان می‌دید

بر خود و کار خود از دور نظر می‌افکند

زورقی دستخوش موجه طوفان می‌دید

این چه افسانه‌فروشی‌ست فصیحی سخنت

وای اگر مشتریی بر در دکان می‌دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
  2. شمارهٔ ۱۲۶ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
  3. شمارهٔ ۱۲۷تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر
  4. شمارهٔ ۱۲۸گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
  5. شمارهٔ ۱۲۹گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
  6. شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
  7. شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  8. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.