پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود

سینه همچون موج در گرداب داغی گم شود

تنگ چشمی بین که در بزم قدح‌نوشان شوق

خواهش پروانه در دود چراغی گم شود

شوق اگر اینست مغز آشفتگان دوست را

نکهت فردوس ترسم در دماغی گم شود

گم شود تا کی لبم در نوش خند عافیت

بخت کو تا در مبارک باد داغی گم شود

مهربانی بین که خون از ناله بلبل چکد

گر به طرف باغ ما آواز زاغی گم شود

ما فصیحی‌وار مست همت آن قطره‌ایم

کو درین میخانه در درد ایاغی گم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸رمزی‌ست خط دوست که چون بخت سر‌آید
  2. شمارهٔ ۱۱۹بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
  3. شمارهٔ ۱۲۰مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید
  4. شمارهٔ ۱۲۱دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید
  5. شمارهٔ ۱۲۲دیدی که چو بخت یار برگردید
  6. شمارهٔ ۱۲۳دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید
  7. شمارهٔ ۱۲۴کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
  8. شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.