پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید

مرا بر هر سر مژگان بهشتی بار بگشاید

نسیم آشنا روی بهشتم می‌فریبد دل

مبادا غنچه چشمم درین گلزار بگشاید

مروت بین که حسن دوست نومیدش نگرداند

نظر بیگانه‌ای گر بر در و دیوار بگشاید

نگاهی کز گلستان جمالش بار بربندد

ز غیرت سوزم ار بر روی یوسف بار بگشاید

گر از طره مگشا شانه گر مژگان کند حورت

بهل تا زان گره عشاق را صد کار بگشاید

حدیث شوخ و لعلت نازک افگارش کند ترسم

مگر آهسته آن لب را تبسم‌وار بگشاید

چه مضراب‌ست بر کف مطرب ما را که ما بر لب

ره هر ناله بربندیم او از تار بگشاید

چراغم سوزم و خاموش بنشینم نه تارم من

که کار بسته‌ام از ناله‌های زار بگشاید

بدین اسباب رسوایی فصیحی شیخ شهر ما

دکان خودفروشی بر سر بازار بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید
  2. شمارهٔ ۱۲۲دیدی که چو بخت یار برگردید
  3. شمارهٔ ۱۲۳دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید
  4. شمارهٔ ۱۲۴کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
  5. شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
  6. شمارهٔ ۱۲۶ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
  7. شمارهٔ ۱۲۷تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر
  8. شمارهٔ ۱۲۸گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.