پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید

چو موج بر سر طوفان نشسته می‌آید

کسی که لب به سراغی نسوخت کی‌داند

که کار بال ز پای شکسته می‌آید

بیا به طور و همه گوش شو که شاهد حسن

ز ناله «ارنی» پرده بسته می‌‌‌‌‌آید

شهید رسم دیاری شوم که بعد از مرگ

طبیب بر سر بالین خسته می‌آید

چه زخمه بود ندانم که چنگ پاس مرا

هنوز ناله ز تار گسسته می‌آید

ز نخل طور چه حاصل که در مشام مرا

شمیم عافیت از نخل بسته می‌آید

فریب سعی فصیحی مخور که کعبه وصل

به دلنوازی پای شکسته می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید
  2. شمارهٔ ۱۲۴کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
  3. شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
  4. شمارهٔ ۱۲۶ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
  5. شمارهٔ ۱۲۷تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر
  6. شمارهٔ ۱۲۸گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
  7. شمارهٔ ۱۲۹گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
  8. شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.