پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود

شمع ما از بینوایی شرمسار باد بود

از لب زخم شهیدان جوش می‌زد شکر دوست

لیک در گوش حریفان ناله و فریاد بود

حسن طاعت بین که در محشر شهیدان ترا

نامه اعمال پر حرف مبارک باد بود

بی‌مروت نیست حسن ار دوست باشد بی‌وفا

روی شیرین در دل خسرو سوی فرهاد بود

لذت شهد شهادت بر فصیحی شد حرام

بس که مسکین شرمسار خنجر جلاد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  2. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
  3. شمارهٔ ۱۱۱تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
  4. شمارهٔ ۱۱۲تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
  5. شمارهٔ ۱۱۳خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
  6. شمارهٔ ۱۱۴تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
  7. شمارهٔ ۱۱۵دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین می‌رود
  8. شمارهٔ ۱۱۶کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.