پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد

وصل آنجا جان ستاند هجر آنجا جان دهد

ما و آسایش معاذالله که صید عشق را

آب حیوان در جگر خاصیت پیکان دهد

عشق با هر کس بنا سازی بر‌آید نام وصل

در مذاقش لذت خونابه هجران دهد

خواب را بر چشم مستان اجل سازم حرام

بعد قتلم خوی او گر رخصت افغان دهد

نشئه شوق فصیحی هر دم افزونتر شود

عشق هر چندش شراب از ساغر حرمان دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
  2. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  3. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
  4. شمارهٔ ۱۱۱تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
  5. شمارهٔ ۱۱۲تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
  6. شمارهٔ ۱۱۳خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
  7. شمارهٔ ۱۱۴تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
  8. شمارهٔ ۱۱۵دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.