پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند

کفن ز شوق شهیدان عشق پاره کنند

به آن رسید که از قدسیان چو دین طلبند

به سوی زلف پریشان او اشاره کنند

هنوز حسرت دیدار او برند به خاک

تمام عمر شهیدانش ار نظاره کنند

حرام باد غمت بر دل خردمندان

اگر به مصحف تدبیر استخاره کنند

محل نزع فصیحی‌ست دوستان آن به

که یک دم از سر بالین او کناره کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
  2. شمارهٔ ۱۰۴بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
  3. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
  4. شمارهٔ ۱۰۶عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
  5. شمارهٔ ۱۰۷یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
  6. شمارهٔ ۱۰۸شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
  7. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  8. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.