پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند

همچو اشکی که به دامان رسد و بنشیند

کو مروت که سمومی چو درین دشت آید

بر سر خاک شهیدان رسد و بنشیند

بوی پیراهن یوسف به جهان در تک و پوست

خرم آن دم که به کنعان رسد و بنشیند

چون مریضی که نشیند در بیمارستان

بی تو نظاره به مژگان رسد و بنشیند

ناله چون ناله بلبل غرض‌آلود مباد

که چو شبنم به گلستان رسد و بنشیند

کی بود کی که فصیحی ز بیابان مراد

بر در کعبه حرمان رسد و بنشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
  2. شمارهٔ ۱۰۶عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
  3. شمارهٔ ۱۰۷یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
  4. شمارهٔ ۱۰۸شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
  5. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  6. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
  7. شمارهٔ ۱۱۱تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
  8. شمارهٔ ۱۱۲تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.