پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند

مژه پیش از نگهم سوی تو پرواز کند

قیمت حسن ز بس عشق تو افزود کنون

داغ غم بر جگر سوختگان ناز کند

به مسیح ار چمن داغ مرا بفروشند

هر دمش تازه‌تر از شبنم اعجاز کند

دلم از خدمت امید به جایی نرسید

همت یاس مگر زآنکه دری باز کند

عشق در گنج غم ار دست کرم بگشاید

همت آنست که ما را همه تن آز کند

ریختی خون فصیحی ز سرش زود مرو

باش تا شکر کرمهای تو آغاز کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹چون امتان کبر حدیث نسب کنند
  2. شمارهٔ ۱۰۰نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
  3. شمارهٔ ۱۰۱اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
  4. شمارهٔ ۱۰۲در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
  5. شمارهٔ ۱۰۳دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
  6. شمارهٔ ۱۰۴بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
  7. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
  8. شمارهٔ ۱۰۶عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.