پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند

سایه پرورد همایند مگس نشناسند

داد ازین شعله مزاجان که چو مرهم گردند

سینه‌ای ریش‌تر از سینه خس نشناسند

نفس سوختگان شعله طورست ولیک

شعله طور ندانند و نفس نشناسند

یاد آن قافله کز غم چو حدی ساز کنند

ناله خویش ز فریاد جرس نشناسند

شکرستان نیازند جگر سوختگان

وای اگر لذت پابوس مگس نشناسند

مصرعصمت چه دیاریست که خوبان آنجا

صورت خویش در آیینه کس نشناسند

طرفه رمزی‌ست فصیحی که به گلزار جهان

بلبلان جمله قفس‌زاد و قفس نشناسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
  2. شمارهٔ ۹۹چون امتان کبر حدیث نسب کنند
  3. شمارهٔ ۱۰۰نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
  4. شمارهٔ ۱۰۱اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
  5. شمارهٔ ۱۰۲در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
  6. شمارهٔ ۱۰۳دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
  7. شمارهٔ ۱۰۴بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
  8. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.