پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند

با یاد تو دل از همه پرداخته‌ای چند

ماییم ز سودای بتان سود ندیده

بی‌فایده نقد دل و دین‌باخته‌ای چند

دیدی که چسان راز مرا پرده دریدند

از روی نکو پرده برانداخته‌ای چند

رخسار تو کردند به آیینه برابر

از بی‌بصری قدر تو نشناخته‌ای چند

بگشای خدنگ مژه کز ذوق بمیرند

جانها سپر تیر بلا ساخته‌ای چند

ارباب محبت چه کسانند فصیحی

در کوچه محنت علم افراخته‌ای چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
  2. شمارهٔ ۹۷شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
  3. شمارهٔ ۹۸یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
  4. شمارهٔ ۹۹چون امتان کبر حدیث نسب کنند
  5. شمارهٔ ۱۰۰نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
  6. شمارهٔ ۱۰۱اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
  7. شمارهٔ ۱۰۲در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
  8. شمارهٔ ۱۰۳دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.