پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند

خون جگر ز صحبتشان یادگار ماند

دل مضطرب ز روزن چشمم برون دوید

اما ز ناتوانی هم در کنار ماند

از دشمنم چه شکوه که این زخم دوست زد

بیگانه را چه جرم که این داغ یار ماند

نی‌نی ز یار و دوست شکایت نه درخورست

کاین داغ روزگار سیه‌روزگار ماند

هر جا بود دو چشمه خون تربت من‌ست

کاینم به جای لوح نشان مزار ماند

پا تا سرم چو زلف بتان بیقرار شد

الا غم فراق که بر یک قرار ماند

جانم تمام سوخت فصیحی غم فراق

وز روی مرگ تا ابدم شرمسار ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
  2. شمارهٔ ۹۴ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
  3. شمارهٔ ۹۵خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند
  4. شمارهٔ ۹۶تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
  5. شمارهٔ ۹۷شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
  6. شمارهٔ ۹۸یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
  7. شمارهٔ ۹۹چون امتان کبر حدیث نسب کنند
  8. شمارهٔ ۱۰۰نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.