پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد

کز عقیقی اشکم این فیروزه گلشن بشکفد

تیره‌بختی بین که چون نعشم ازین منزل برند

تازه گلهای تجلی تا به روزن بشکفد

جان شهید غم به ذوقی داد کز خونش اگر

آب یابد باغ گل پیش از دمیدن بشکفد

نقش بت باشد به جای داغ تعویذ جگر

لاله‌زاری کز سر خاک برهمن بشکفد

در چمن خندیدن گل نوحه برخود کردن است

غنچه‌ای را وقت خوش کز دود گلخن بشکفد

جان فدای جلوه‌ای کردم که از شادی کفن

چون گلستان از گریبان تا به دامن بشکفد

ای که می‌گویی فصیحی بشکف اندر باغ دهر

کو دو عالم تلخکامی تا دل من بشکفد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
  2. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  3. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
  5. شمارهٔ ۹۴ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
  6. شمارهٔ ۹۵خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند
  7. شمارهٔ ۹۶تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
  8. شمارهٔ ۹۷شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.