پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد

ز فیض نوبهار غم سرا‌پایم گلستان شد

به آب عافیت گفتم غبار درد بنشانم

نظر در دیده‌ام اشک و نفس در سینه طوفان شد

به یاد گلرخی شب با حریفان می‌زدم ساغر

که از خون کبابم چهره آتش گلستان شد

نشد شوقم تسلی هیچگه با آن که چشم من

تهی گشت از نظر هرگه که بر روی تو حیران شد

فصیحی‌وار رسوایی به خویش از ننگ می‌پیچد

همانا باز سودایی سرت را ذوق سامان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
  2. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
  3. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  4. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
  6. شمارهٔ ۹۴ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
  7. شمارهٔ ۹۵خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند
  8. شمارهٔ ۹۶تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.