پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد

متاع روی دست هر سر بازار خواهد شد

مگر اعجاز حسن او کند بی سایه مژگان را

وگرنه زود روی نازکش افگار خواهد شد

به خار غم سپردم دامن جان و ندانستم

که از فیض بهار گریه[ای] گلزار خواهد شد

اگر اینست کیفیت فصیحی خون حسرت را

میان دیده و دل ماجرا بسیار خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
  2. شمارهٔ ۸۸هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
  3. شمارهٔ ۸۹خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
  4. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
  5. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  6. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
  8. شمارهٔ ۹۴ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.