پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد

خروش نوحه در آن بانگ بلبلی باشد

چو گل مباش که نی نوشد و نه نوشاند

درین چمن اگرت ساغر ملی باشد

ز بس که خورده دلم غم نماند در عالم

غمی که توشه راه توکلی باشد

گل از ندیمی باد بهشت کی خندد

در آن چمن که نه افغان بلبلی باشد

رهم فتاد فصیحی به طرف گلزاری

که آفتاب در آن سایه گلی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد
  2. شمارهٔ ۸۷تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
  3. شمارهٔ ۸۸هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
  4. شمارهٔ ۸۹خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
  5. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
  6. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  7. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
  8. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.