پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد

که خون صید را در حسرت فتراک می‌ریزد

چنان از دوستی خورد آب باغ ما که گر گل را

بیازارد صبا خون از خس و خاشاک می‌ریزد

برو ای محتسب این ماجرا با ابر فیضی کن

که این آب حیات اندر گلوی تاک می‌ریزد

ز بس خاک مذلت ریخت دوران بر سر بختم

چو بر سر می‌زنم دست مصیبت خاک می‌‌ریزد

ندوزم چاک جان از رشته دل تا مپنداری

که درد عشق او چن در دل افتد چاک می ریزد

بیا سایم اگر روزی فلک از جنبش آساید

که جام عیش ما از گردش افلاک می‌ریزد

فصیحی طرفه‌تر زین صیدگه هرگز شنیدستی

که صید اندر چرا و خونش از فتراک می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
  2. شمارهٔ ۸۶گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد
  3. شمارهٔ ۸۷تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
  4. شمارهٔ ۸۸هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
  5. شمارهٔ ۸۹خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
  6. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
  7. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  8. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.