پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد

به هر سو بگذرد ملکی ز حسن جاودان گیرد

شکنج دام ز آن‌سان دلفریب صید شد کز غم

فروریزد پر وبالش چو نام آشیان گیرد

سجود عشق برخود فرض کردم تا جبین دارم

بود روزی ازین آتش مرا دودی به جان گیرد

سر شمع‌ست دولتمند و من پروانه اویم

که از فیضش مرا هم شعله شامی در میان گیرد

دلت نازک‌ترست از رشته پیمان تو ترسم

که ناگه بی‌سبب نازک دلت از دوستان گیرد

مکن چون خنده تکیه بر لب گل کاندرین گلشن

نسیم نوبهاران فیض از باد خزان گیرد

فصیحی از جگر ناخواست امشب ناله‌ای سر زد

به بی ظرفی مبادا عشق ما را بر زبان گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
  2. شمارهٔ ۸۲ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
  3. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
  4. شمارهٔ ۸۴خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
  5. شمارهٔ ۸۵چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
  6. شمارهٔ ۸۶گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد
  7. شمارهٔ ۸۷تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
  8. شمارهٔ ۸۸هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.