پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

سالها دیده ما را مژه دربانی کرد

آخرش برد و سراپرده حیرانی کرد

سینه بی جگر از زخم تو پهلو دزدید

حیرتش آمد و ناسور پشیمانی کرد

گنج دردی به تماشای دلم آمد و دوش

این مصیبت کده را واله حیرانی کرد

حکم عشقست که دود جگرش پخته کند

آن خس خام که با شعله گران جانی کرد

شوری چشم هوس بود که مشاطه حسن

رفت و از زلف تو تعویذ پریشانی کرد

شعله‌ای بودم و سیر جگرم بود هوس

عشقم آورد و در آتشکده زندانی کرد

شکر طغیغان جنون گوی فصیحی که سحر

خس ما را نفس شعله فسون‌خوانی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
  2. شمارهٔ ۷۹خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
  3. شمارهٔ ۸۰گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
  4. شمارهٔ ۸۱نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
  5. شمارهٔ ۸۲ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
  6. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
  7. شمارهٔ ۸۴خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
  8. شمارهٔ ۸۵چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.