پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد

بال بر هم زد تمام عمر و پروازی نکرد

لاف اقبال کلیدی زد زبانم سالها

لیک هرگز فتح قفل مخزن رازی نکرد

دوش غم را لذت انجام در آغاز بود

عقل کانجا می‌ ندارد کارش آغازی نکرد

عشقم از بس کرد پنهان رفتم از یاد حبیب

آنچه محرم کرد با من هیچ غمازی نکرد

چشم مستش را فصیحی صد هنر بیش است لیک

خویش را هرگز شهید جلوه نازی نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
  2. شمارهٔ ۷۸دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
  3. شمارهٔ ۷۹خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
  4. شمارهٔ ۸۰گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
  5. شمارهٔ ۸۱نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
  6. شمارهٔ ۸۲ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
  7. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
  8. شمارهٔ ۸۴خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.