پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد

شعله طور چراغ دل خس نتوان کرد

طوطیان گر لب دریوزه به حسرت بستند

شکرستان همه در کام مگس نتوان کرد

چون حیا پرده‌نشین شو که گل خوبی را

دست فرسود نگاه همه کس نتوان کرد

بال وپر سوز که تا ثروت پروازت هست

به مراد دل خود سیر قفس نتوان کرد

کو ره شوق که از ناله لبی شاد کنم

خفته در مرحله تقلید جرس نتوان کرد

همه تن بال شو و دامن پروازی گیر

تکیه بر گرم رویهای نفس نتوان کرد

چه طلسمی است فصیحی که ز میدان وفا

پیش نتوان شد و روباز به پس نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶سالها دیده ما را مژه دربانی کرد
  2. شمارهٔ ۷۷عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
  3. شمارهٔ ۷۸دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
  4. شمارهٔ ۷۹خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
  5. شمارهٔ ۸۰گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
  6. شمارهٔ ۸۱نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
  7. شمارهٔ ۸۲ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
  8. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.