پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

غم عشقت به عالم در نگنجد

بلی این روح در پیکر نگنجد

دلم از مهر غم پرگشت چندان

که ترسم غم در آن دیگر نگنجد

شهید خنجر شوق تو چندان

به خود بالد که در محشر نگنجد

شراب شوق ما را نشئه‌ای هست

که در پیمانه و ساغر نگنجد

مریضان بلا بالین غم را

هوای عافیت در سر نگنجد

فصیحی شاهد نومیدی ما

حریف صبر را در بر نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
  2. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
  3. شمارهٔ ۷۰از روز سیاهم شب هجران گله دارد
  4. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
  5. شمارهٔ ۷۲بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
  6. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
  7. شمارهٔ ۷۴حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۷۵دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.