پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد

دوزخ شود اگر همه در کوثر اوفتد

آه این شهید کیست که خونش زمان زمان

خیزد ز خاک و در قدم خنجر اوفتد

مستم چنان ز باده حیرت که می‌سزد

کز دست داغهای جگر ساغر اوفتد

بنشینم و چو ماتمیان نوحه سر کنم

هر جا رهم به توده خاکستر اوفتد

ای سیل اشک موجه رحمی که بی کسم

این کهنه‌دیر بو که مرا بر سر اوفتد

آن نامه‌ام که چشمه خون جگر شود

هر سایه کز کبوتر نامه‌بر اوفتد

گر بند دشمن است ز آزادگی به است

فیروز بخت مهره که در شش در اوفتد

عشق آید ار به میکده ما زنیم جام

چون شعله مست گردد و چون اخگر اوفتد

دل در تن فسرده فصیحی بیفسرد

چون اخگری که بر سر خاکستر اوفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
  3. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
  4. شمارهٔ ۷۰از روز سیاهم شب هجران گله دارد
  5. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
  6. شمارهٔ ۷۲بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
  7. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
  8. شمارهٔ ۷۴حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.