پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد

هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد

می‌خواست حیا بند نهد بر نگهم لیک

شوق آمد و مژگان مرا بال نظر داد

در حسن چه شایسته رسولی که لبت را

صد معجزه یزدان بجز از شق قمر داد

شب دیده به نظاره رخسار تو می‌رفت

شمع نظری در کف هر لخت جگر داد

از همت عشقست که ما هیچکسان را

صد کشور اندوه به یک آه سحر داد

بی منت این ابر تنک مایه فصیحی

بید چمن ما گل خورشید ثمر داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶غم عشقت به عالم در نگنجد
  2. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
  3. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
  4. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
  5. شمارهٔ ۷۰از روز سیاهم شب هجران گله دارد
  6. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
  7. شمارهٔ ۷۲بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
  8. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.