پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد

چو غنچه کاش این سر در گریبان کفن خندد

تو گر صیاد خونریزی من آن صید گرفتارم

که چون بسمل شوم هر قطره خونم به من خندد

چو از مهر و وفایت قصه آغازم زبان گرید

چو از صبر و شکیب خویشتن لافم سخن خندد

ذخیره‌ست آسمان را خنده‌های خرمی بر لب

که تا روزی به کام خویشتن در مرگ من خندد

چه ابر تیره‌بختم من فصیحی کاندرین گلشن

چو من خندم چمن گرید چو من گریم چمن خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
  2. شمارهٔ ۷۲بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
  3. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
  4. شمارهٔ ۷۴حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۷۵دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
  6. شمارهٔ ۷۶سالها دیده ما را مژه دربانی کرد
  7. شمارهٔ ۷۷عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
  8. شمارهٔ ۷۸دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.